گاهنامه توانمند - سال ششم، شماره پنجم، اردیبهشت 84
جهت مشاهده يکی از موضوعات زير روی آن کليک بفرماييد
جامعه ارتباطي، اطلاعاتي و جامعه مدني
نامـــهاي كه بــي پاسخ مانــد
سازمانهاي غيردولتي همراه با قوهقضائيه
جامعه ارتباطي، اطلاعاتي و جامعه مدني
به مناسبت روز جهاني ارتباطات 27 ارديبهشت
جهان، قرن بيستم را كه مشخصكننده جامعه صنعتي بود، پشت سر گذاشت و به سرعت وارد جامعه اطلاعاتي قرن بيست و يكم شد دنيايي كه در حال تغييرات اساسي است. اين فرايند پويا، نويد انجام تحولي بنيادين در همه جنبههاي زندگي ما، از جمله در زمينه انتشار دانش، تعامل اجتماعي، آموزش و پرورش، مشاركت سياسي، رسانهها، حفظ تنوع زيستي، شيوههاي اقتصادي و تجاري، بهداشت، تفريح و سرگرمي و ... ميدهد. برخورداري مداوم و موفقيتآميز جامعه از اين پويايي، رشد روزافزون، هماهنگي در زمينهها و حوزههاي گوناگون و تبيين چگونگي تعامل بين دولت، ملت و جامعه مدني را ايجاب مينمايد. انقلاب ديجيتالي نيروي محركه جهانيسازي و همگرايي جهاني در زمينههاي مختلف است. در مركز اين انقلاب قدرت فنآوري اطلاعاتي و ارتباطي قرار دارد كه به مردم امكان ميدهد كه تقريبا بيدرنگ و سريعا در هر جاي جهان به اطلاعات و دانش دسترسي داشته باشند.
جريان آزاد اطلاعات و انديشهها موجب رشد دانش و كاربردهاي فراوان و جديد آن شده است. در نتيجه ساختارها و روابط در حال دگرگوني و تحول هستند. با اين حال اكثريت مردم جهان از مزاياي اين انقلاب بر كنار ماندهاند، اما از خطرات آن، مانند شكاف توسعهاي و فاصله بين ثروتمندان و فقرا در داخل و بين كشورها كه هر روز عميقتر و گستردهتر ميشود، بيبهره نماندهاند. آنچه مسلم است فنآوريهاي اطلاعاتي و ارتباطاتي از يك طرف ابزاري نيرومند براي پر كردن شكاف موجودند و از سوي ديگر به دليل گسترش نابرابر، چالشهاي جديدي نيز به وجود ميآورند كه شكاف بين كشورهاي صنعتي و بقيه دنيا را بيش از پيش گسترش ميدهند.
انسان بهعنوان والاترين موجود آفرينش، با خرد، علم و خلاقيت محيط پيراموني خود را متحول مينمايد و سعي در حل مسائل مبتلا به خود دارد. او از خرد فردي به خرد جمعي روي آورده كه تبلور آن را در تشكلها و ساماندهي خواستههاي اجتماعي خود ميداند. تشكلهاي اجتماعي و حرفهاي كه بر حسب نيازهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و ... در قرون اخير شكل گرفتهاند موجب، همدلي و پيوند بيشتر ميان مردم كشورهاي مختلف از راه شناخت بيشتر موقعيت يكديگر شده است.
از واژه جامعه مدني (Civil Society) همانند بسياري از مفاهيم ديگر همچون آزادي، تلقيها و تعريفهاي مختلفي شده است.
جامعه مدني در واقع «حوزه روابط اجتماعي فارغ از دخالت مستقيم دولت و مركب از نهادهاي عمومي و گروهي است. جامعه مدني عرصه قدرت اجتماعي است، در حالي كه دولت عرصه قدرت سياسي و آمرانه است». در اين تعريف دو حوزه مدني و سياسي در عين تعامل با يكديگر به گونهاي مستقل از ديگري و داراي گستره قدرت ويژهاياند. جامعه مدني چون برخاسته از عرصه اجتماع است، از قدرت اجتماعي بهرهمند است و ميتواند عرصههاي ديگر را تحت الشعاع قرار دهد.
در دهههاي اخير در جهان و در سالهاي گذشته در ايران سازمانهاي جامعه مدني به عنوان يكي از بازيگران اصلي وارد عرصه اجتماعي شدهاند و كنشگران آن با طرح موضوعات جديد و تأثيرگذاري بر افكار عمومي و دولتها در جهت منافع عمومي در حال ايفاي نقش هستند. اين اتفاق متأثر از تحولات جهاني و با هدف تأثيرگذاري بر ساير بخشهاي جامعه به نفع جامعه مدني صورت ميگيرد. جامعه مدني علاوه بر ايفاي نقشي فعالانه در شناسايي پيامدهاي تحولات اجتماعي و
فرهنگي، به ضرورت و ترويج اصل پاسخگويي دموكراتيك در تمام سطوح، توجه ويژه دارد. تنوع جامعه مدني، با ديدگاههاي غالبا عملگرا در مورد مسائل، آنان را ميتواند به عاملي اصلي در مشاركت محلي، ملي و بينالمللي تبديل كند.
جامعه مدني همواره به انساني كردن روابط و احترام به حقوق بشر و دموكراتيك كردن مديريت در همه عرصهها خصوصا عرصه ارتباطات و اطلاعات توجه خاص داشته و دارد. همواره به اين موضوع ميانديشد كه چگونه ميتوان در اين فرايند شهروندي فعال بود و مسئوليتي مشترك را در جامعه به انجام رساند؟ زيرا فنآوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي بر همه سطوح زندگي تأثير گذاشته و خواهند گذاشت. بنابراين مهم است كه بدانيم چگونه ميتوان آن را مديريت كرد تا همه بازيگران به درستي در آن ايفاي نقش نمايند؟
اگر جامعه اطلاعاتي را جامعه معرفتي، دانش محور، قدرت بخش و به عبارتي منشاء يك نظام رفتاري و ارتباطي جديد بدانيم، بنابراين ضروري است به اين موضوع بيانديشيم كه چه فرايندي را در رابطه با تعامل بازيگران اصلي با يكديگر طراحي نمائيم تا جامعه مدني به معناي حقيقي كلمه بتواند در سطح داخلي و بينالمللي به عنوان كنشگري فعال، رشد كرده و به ايفاي مسئوليت خود بپردازد.
اكنون زمان آن فرا رسيده است كه روابط بين جامعه مدني و جامعه اطلاعاتي بررسي شود. بايد به اين موضوع انديشيد و راهحلي را براي آن جستجو نمود. چنانچه گفته ميشود، در كهكشان سوم كه جامعه اطلاعاتي و ارتباطي از مشخصههاي آن است و ويژگيهاي شفافيت و پاسخگويي آن را از ساير كهكشانها متمايز ميسازد، بنابراين دستاندركاران هر يك از حوزهها اعم از محلي، ملي و بينالمللي در زمينه فعاليت خود بايد دست به اقدامي مؤثر بزنند. زيرا فاصله رو به افزايش جهان توسعه يافته با ساير بخشهاي جهاني، تهديدي براي امنيت و ثبات جهاني به شمار ميآيد.
براي برخورداري از مزاياي كامل جامعه اطلاعاتي و تحقق روابط مناسب ميان جامعه مدني و جامعه اطلاعاتي و ارتباطي نياز به ظرفيتسازي و توانمند كردن افراد جامعه از طريق بهبود مهارتهاي مربوط به فنآوري اطلاعاتي و ارتباطي، فراهم آوردن فرصتهاي مساوي براي دسترسي آسان آنان به امكانات است. تحقق اين اصول نيازمند تقويت و تعميق جامعه مدني كارآمد، كاهش تصديگري دولت و توسعه بخش خصوصي رقابتپذير است. زيرا جامعه اطلاعاتي يعني جامعه آگاهتر، بيمرزتر، جامعهاي كه داراي روندها و هويتهاي متغير، ظهور و سقوطهاي سريعتر و وسيعتر و در عين حال شكلگيري تفرد در كنار جمع، يعني حضور افرادي كه به هويت فردي، سرمايه شخصي و حرمت شهروندي خود تكيه دارند، در عين حال به ويژگيهاي جمعي، ملي، جهاني و بومي هم ميانديشند. بنابراين ميتوان نتيجه گرفت در جامعه اطلاعاتي و ارتباطي جامعه مدني ميتواند به دولتها كمك نمايد تا از داراييها و امكانات موجود به بهترين وجه بهره بگيرند.
مراد از داراييها و امكانات، راهها، افقها و شيوههاي نو از تفكر و زيستن است كه آدمي ميتواند آنها را برگزيند و يا از آن روي گرداند. زيرا در چنين جامعهاي با عامه آگاه روبرو هستيم نه توده ناآگاه و جامعه مبتني بر دانايي خواهد بود.
ارديبهشت84،
فاطمه فرهنگخواه
بيا به نيك و بد روزگار خنده زنيم
به نقشبندي ناپايدار خنده زنيم
به كار بسته كه آخر چو غنچه باز شود
بيا چو بلبل اميدوار خنده زنيم
چرا ز شام ملال آور خزان ناليم؟
بيا به جلوه صبح بهار خنده زنيم
زمانه صفحه آينده را نهان دارد
به كارهاي نهان، آشكارا خنده زنيم
به بزم ما همه شب تا پياله ميگردد
به گردش فلك كجمدار خنده زنيم
حسين شاه زيدي
به سلامت تك، تك مــادران و كـودكـان اهـميت دهيـم
- سازمان بهداشت جهاني براي جلب توجه مردم و دولتها هر ساله براي يك مسئله بهداشتي مهم شعاري برميگزيند. كه عنوان بالا، شعار بهداشتي سال 2005 است.
- سلامت مادران به هنگام بارداري و زايمان و سلامت كودكان بهويژه زير يكسالگي از شاخصهاي اصلي بهداشتي در هر جامعهاي است و بهبود آن از نشانههاي توسعه يافتگي محسوب ميشود.
- بسياري از اقداماتي كه منجر به ارتقاء سلامت مادران و كودكان ميشود، پيشگيرانه است كه با ارائه اطلاعات در زمان مناسب، آموزشهاي ساده كه به مهارت رفتاري مناسب منجر ميشود و مراجعه به مشاوران بهداشتي قابل دسترس در سراسر كشور، انجام ميپذيرد.
غفلت از اين امر منجر به صدمات جبران ناپذيري همچون افزايش مرگ و مير مادران بهنگام بارداري و زايمان ، مرگ و مير كودكان بهويژه زير يكسالگي و معلوليتهاي ذهني ـ جسمي كودكان ميگردد كه تحمل آن به لحاظ اقتصادي ـ اجتماعيـ عاطفي و ... بسيار سخت و بارگران آن بر دوش خانوادهها و كشور خواهد بود. در حاليكه با سرمايهگذاري و صرف هزينههاي بسيار كمتر و با صرفهتر در حوزه پيشگيري بسياري از اين اتفاق ها نخواهد افتاد.
در ذيل به برخي اقدامات پيشگيرانه ساده اما موثر كه به حفظ و ارتقاء سلامت مادران و كودكان به عنوان آسيبپذيرترين اقشار جامعه كمك ميكند اشاره ميشود:
ـ در دختران جوان پيش از ازدواج توجه آموزش بهداشت بلوغ و كسب آمادگي جسمي ـ رواني و همچنين پرهيز از ازدواج در سنين پايين بهويژه زير 18 سال ضروري است.
ـ در هنگام ازدواج ارائه مشاوره قبل از ازدواج، آموزش بهداشت روابط جنسي، مشاوره ژنتيك، آموزش راههاي جلوگيري از بارداري (حداقل 40% از بارداريهاي بعد از ازدواج ناخواسته است) و پرهيز از بارداري زودهنگام (حداقل به مدت يكسال بعد از ازدواج) براي كسب آمادگي و هماهنگي جسمي ـ رواني با همسر از اهميت ويژهاي برخوردار است.
زنان جوان قبل از باردار شدن و هنگام بارداري بايد به مسائل زير توجه نمايند:
ـ ايجاد هماهنگي جسمي ـ رواني و آمادگي اقتصادي ـ اجتماعي براي پذيرش بارداري، زايمان و نگهداري فرزند. بررسي موارد احتمالي درفرد كه بارداري و زايمان را خطرناك ميكند مثل كم خوني، ديابت، فشار خون بالا، تنگي نفس، نقص آناتوميك رحم و ...
ـ تشكيل پرونده در دوران بارداري در مراكز بهداشتي سراسر كشور يا نزد پزشكان، ماماها تا مراقبتهاي بهداشتي ضروري انجام شود.
ـ پرهيز از مصرف دارو بدون تجويز پزشك وقرار نگرفتن در معرض اشعه راديولوژي، ضربات و استرسهاي جسمي و روحي شديد.
ـ تغذيه مناسب و ايجاد تصوير ذهني مناسب از جنين در حال رشد و همراهي همسر به لحاظ عاطفي در اين دوره حساس.
در هنگام زايمان و بعد از آن، توجه به موارد ذيل بسيار با اهميتاند.
ـ مشخص بودن محل زايمان و حتي پزشك يا مامايي كه مسئول اين كارهستند و آشنا بودن آنها به وضعيت مادر باردار و چگونگي طي شدن دوران بارداري.
ـ انجام زايمان طبيعي، پرهيز از سزارين بدون علت موجه علمي.
ـ توجه و همراهي شوهر براي طي شدن عوارض جسمي ـ روحي همسر حين و پس از زايمان،
توجه به نكات زير در مورد كودكان خردسال ضروري است:
ـ انجام به موقع و كامل واكسيناسيون.
ـ تغذيه با شير مادر و توجه به وجود زير مغزيها در غذاهاي كمكي.
ـ تشكيل پرونده براي ثبت منحني رشد و بيماريها و موارد خاص مرتبط با سلامتي كودكان و مراقبتهاي ويژه بهداشتي ـ درماني به ويژه زير يكسال، زيرا بيشترين خطرمرگو مير و معلوليتهاي احتمالي را به دليل عدم كامل شدن سيستم ايمني بدن كودك را شاهد هستيم.
در پايان قابل ذكر است كه انجمنها و تشكلهاي مرتبط با امور توانبخشي و حمايت از معلولين با توجه به آموزشهاي پيشگيرانه در اولويت هاي كاري خود، بهتر ميتوانند به رسالت خويش عمل نمايند
جلسه گردهمايي والدين كودكان توانياب به مناسبت روز جهاني خانواده با حضور مديران انجمن و جناب آقاي دكتر صمديهراد (دكتراي مددكاري اجتماعي)، از ساعت 30/15 الي 30/ 18 در25 فروردين ماه سال 1384 در محل انجمن برگزار گرديد:
در ابتداي جلسه سركار خانم فرهنگخواه مدير عامل انجمن حمايت از كودكان و نوجوانان توانياب پس از خوشامد گويي و تبريك به مناسبت روز جهاني خانواده بار ديگر توجه والدين را به اهميت خانواده جلب نموده و اضافه كردند:
خانواده گروه كوچكي است متشكل از زن، مرد، فرزند يا فرزندان، عضو خانواده بودن يعني در نوعي شبكه عاطفي سهيم شدن، به گروه اجتماعي تعلق داشتن، تاريخ مشترك داشتن و به محيط زندگي خاصي عادت كردن. اصليترين وظيفه خانواده ايجاد صميميت و اجتماعي كردن نسل آينده، است.
خانواده اولين محيطي است كه شخصيت فرد را شكل ميدهد و اين محيط خود در محيط گستردهتري تحت عنوان اجتماع جاي ميگيرد. بنابراين به شدت از محيط اجتماعي تأثير ميپذيرد. جامعه شناسان هنوز براي خانواده اهميت بالايي قائلند و آن را به عنوان نماينده ساختار اجتماعي و موثر بر شخصيت فرد مورد بررسي و توجه قرار ميدهند. آنان معتقدند تربيت كودكان با توجه به نياز زمان و تربيت بر محور انسان، انسان كنشگري كه قادر به غلبه بر شرايط زمان باشد، تربيت انساني مستقل و آزادانديش همچنان بر عهده خانواده است.
امروزه آسيبشناسان اجتماعي، اهميت خاصي براي عوامل اجتماعي قائل هستند. آنها معتقدند براي به فعل درآمدن استعدادهاي بالقوه، عوامل اجتماعي بايد وارد عمل شوند تا مجموع عوامل دروني و محيطي براي بروز جرم مهيا گردد. بنابراين شخصيت بزهكار و آسيبزا محصول كاركردهاي زيستي ـ اجتماعي است به همين دليل آسيبشناسان معتقدند كه هيچ پديدهاي به خودي خود اتفاق نميافتد.
بنابراين ميتوان نتيجه گرفت براي سالمسازي خانواده ابتدا بايد از محيط اجتماعي سالمي برخوردار شد. زيرا تربيت نسل كنشگر و با شخصيت تكوين يافته در گرو تربيت در خانوادهاي است كه جامعه حداقلهاي مورد انتظار آن را تحقق بخشيده باشد.
لذا ايجاد محيطي صميمي و واقعي در خانواده نياز به بسترهاي مناسب اجتماعي دارد.
سخنران بعدي آقاي دكتر صمديهراد، در ارتباط با نقش والدين و توانمندسازي كودكان توانياب مطالبي مطرح كردند كه خلاصهاي از نكات مهم ارائه شده به شرح زير ميباشد:
1. آگاهي والدين نسبت به حقوق خود و كودكان توانياب.
2. والدين بايد در قبال كودكان توانياب خود احساس مسئوليت كرده آنها را براي زندگي بدون كمك و حمايت ديگران آماده سازند.
3. والدين كودكان توانياب بايد نيازهاي كودكان خود را به سمع و نظر دولت و سازمانهاي مرتبط برسانند اين كار ميتواند از طريق وسايل ارتباط جمعي و برگزاري گردهمايي و ... صورت گيرد.
4. تشكيل كانونهاي خوديار براي رسيدن به اهداف مشترك از طريق فشار بر دولت براي بستر سازي و قانونگذاري و يا گرفتن امكانات مورد نياز از موسسات مختلف.
5. با عضو شدن در تعاونيها و NGOs مرتبط از فرصتهاي مالي، توانبخشي و همچنين امكانات ايجاد اشغال براي توانيابان بهرمند شده و همواره در تصميمگيريها نقش فعال داشته باشند.
پس از سخنراني دكتر صمديهراد، سركار خانم فرهنگخواه با تأييد برسخنان ايشان بار ديگر، آمادگي انجمن را در خصوص بوجود آوردن بسترهاي مناسب براي حركتهاي مدني والدين در جهت رسيدن به اهدافشان، اعلام داشتند.
آقاي خسرو منصوريان نيز در مورد نحوه استفاده خانوادههاي داراي كودك معلول جسمي حركتي از امكانات جديد ايجاد شده در كلينيك توانبخشي انجمن توانياب بياناتي ايراد نمودند.
اين توضيحات با توزيع فرم پرسشنامه در بين والدين به منظور امكان ارزيابي مددكار اجتماعي انجمن از شرايط زندگي و ميزان درآمد خانوادهها و نحوه سهمپذيري انجمن در پرداخت هزينههاي توانبخشي كودكان تكميل گرديد.
در پايان جلسه مديران انجمن و جناب آقاي دكتر صمديهراد به پرسشهاي والدين پاسخ دادند.
نامـــهاي كه بــي پاسخ مانــد
به مناسبت روز جهاني كارگر 11 ارديبهشت
معاونت محترم اشتغال وزارت كار و امور اجتماعي
جناب آقاي دكتر سپهر
با سلام و احترام،
نزديك شدن روز جهاني كار و كارگر يادآور تلاشي است كه حوزه مديريت سازمان غيردولتي توانياب در تحقق هرچه بيشتر تعهدات ملي، براي افراد داراي معلوليت همواره اقدام نموده است. در سال 1381 معاونت وقت آن وزارتخانه از تاريخ 14 لغايت 16 ژانويه 2003 در كنفرانس منطقهاي مشاوره تكنيكي در مورد آموزش حرفهاي و اشتغال شايسته براي افراد داراي معلوليت، حضور داشتند. اين كنفرانس به ابتكار سازمان جهاني كار (ILO) در كشور تايلند، شهر بانكوك برگزار گرديد. ايشان براي تشكيل كميته ملي (پس از سه ماه) در جهت ساماندهي آموزش و اشتغال براي افراد داراي معلوليت تعهدي را پذيرفتند. ليكن عليرغم گذشت سالياني چند و نامهنگاريهاي متعدد مديريت اين NGO (كه به نمايندگي سازمانهاي غيردولتي فعال در امور افراد داراي معلوليت در آن كنفرانس شركت داشت) اقدام شايستهاي را شاهد نبوده و نتايج مطلوبي حاصل نگرديد. از همين روي انجمن توانياب به حداقلهايي بسنده نمود. منجمله پيشنهاد معرفي زن و مرد معلولي كه عليرغم تفاوتهاي فيزيكي و محدوديتهاي جسمي ـ حركتي نه تنها با پشتكار و جديت حرفههايي را آموختهاند كه هماكنون در اقصي نقاط كشور مشغول به كار بوده، مولد درآمد ميباشند و «حجتي هستند در مقابل افراد سالم ناتوان» (كه بخش اعظم حرفهآموزي معلولان توسط سازمانهاي غيردولتي در سطح كشور انجام ميشود). آنان نمونههايي از همت و شايستگي هستند كه انتخابشان بعنوان كارگر نمونه از اهميت ويژهاي برخوردار خواهد بود.
در سال 1382 اين سازمان غيردولتي از آن وزارتخانه تقاضا نمود، پيشگام معرفي سمبوليك معلولان شايسته كار و كارگري باشد و چون اقبالي نشد اين انجمن با همكاري خانه كارگر در محل انجمن حمايت از كودكان و نوجوانان توانياب يكي از روزهاي هفته كار را به معلولان كارگر اختصاص داد و به بهترينهاي آنها حسب انتخاب خودشان جوائزي تقديم گرديد و از تلاش آنها تقدير بعمل آمد.
هماكنون در كمال احترام و علاقهمندي پيشنهاد و تقاضا داريم بپاس بزرگداشت و تشويق امر اشتغال معلولان در كشور همچنانكه از گروه مردان و زنان، كارگران نمونه انتخاب ميگردد، در بين معلولان نيز به اين مهم اقدام گردد تا بتوانيم الگوي عمل شايسته و انساني خود را به جهانيان نيز عرضه نماييم. باشد تا در راستاي تحقق تعهداتي كه مقرر بود ظرف سه ماه انجام پذيرد و اكنون سه سال از آن ميگذرد، گام كوچكي برداريم. به اميد روزي كه معلولان نيز از فرصتهاي برابر آموزش و اشتغال بهرهمند باشند.
مدير عامل ورئيس هيأت مديره
انجمن توانياب
فاطمـه فرهنگخواه
آنكه اشكان يك كودك را نخشكــاند خود خواهد گريـست
يك مثل آفريقايي
سازمانهاي غيردولتي همراه با قوهقضائيه
مركز مطالعات توسعه قضايي در تاريخ 27/ 12/1383 طي ارسال نامهاي مبني بر ضرورت مشاركت جامعه مدني در فرايند عدالت كيفري و لزوم اختصاص مواردي از آييننامه دادرسي كيفري به اين مهم، از تعدادي سازمانهاي غيردولتي فعال خواست تا پيشنهادهاي خود را در مورد ساز وكار مداخله در هر يك از بندهاي نامه ارسالي در مورد لايحه جديد قانون آيين دادرسي كيفري مصوب 1378 يا ديگر حوزههاي مشاركت پذيرارائه نمايند.
به دنبال اين نامه انجمن حمايت از كودكان و نوجوانان توانياب (توانياب) و انجمن حمايت و ياري از آسيبديدگان اجتماعي( احياء ارزشها) از جمعي از مديران و حقوقدانان فعال در سازمانهاي غيردولتي در تاريخ 8/2/84، در محل انجمنهاي مذكور دعوت به عمل آورد، تا در نشستي كارشناسي پيشنهاداتي رابه قوه قضائيه ارائه نمايد.
نتايج به عمل آمده در موارد هر بند به طور خلاصه به شرح زير است:
1. اعلام جرم به مراجع رسمي:
پاسخ: با توجه به اينكه نهادهاي مدني از جمله NGO ها ميتوانند به عنوان يكي از مراجع ذيصلاح براي اعلام جرم به مراجع قانوني باشند، (در صورت پيشبيني آن در قانون)، به همين دليل پيشنهاد شد كه اطلاع رساني جرم توسط NGO هاي ثبت شده و قانوني و افراد مطلع و كارشناس به دادستان يا هر مرجع قضايي ذيصلاح جدي گرفتهشود.
2. طرح شكايت از جانب بزهديده و نيز مواردي كه خود بهطور مستقيم از وقوع جرم متضرر نشده است :
پاسخ: استفاده از سازمانهاي غيردولتي، معتمدين محلي و... راه مناسبي در زمينه طرح شكايت از جانب بزهديده و يا كساني است كه خود به طور مستقيم از وقوع جرم متضرر نشدهاند. زيرا معمولا افراد براي اعلام جرم به دليل محذورات قانوني اقدامي نميكنند.
3. اداي گواهي و ارائه اطلاعات لازم در هر مرحله (بهويژه در جرمهاي مهم يا سازمان يافته) :
پاسخ: با توجه به توضيحات بند 2 به گواهي و اطلاع اين نهادها توجه شود، زيرا اين نهادها مرجع خوبي هستند براي مقامات ذيربط، تا به كشف حقيقت موضوع بپردازند.
4. حمايت از بزهديده و شهود :
پاسخ: چنانچه مقصود حمايتهاي روانشناسانه، مددكارانه باشد، با استفاده از ظرفيت سازمانهاي غيردولتي كه توانايي ارائه خدمات و حمايت از افراد بزهديده و شهود را داشته باشد تأكيد شدهاست. همچنين استفاده از حقوقدانان و وكلاي سازمانهاي غيردولتياي كه داراي بخش حقوقي هستند به منظور دفاع و حمايت از شهود و يا بزهديده، مطلع كردن مجريان قانون به هنگام در معرض خطربودن شهود و ... را ميتوان علاوه بر مجريان قانون به بخش جامعه مدني نيز سپرده شود. همچنين به مبهم بودن اين بند در مورد كلمه حمايت نيز اشاره شدهاست.
5. ارائه خدمات مشاوره حقوقي و وكالت به مظنونان، متهمان و محكومان (وكيل تسخيري) :
پاسخ: در اين بند استفاده از خدمات تخصصي و مشاورهاي در حد ظرفيت سازمانهاي غيردولتي مربوطه به متهمان، مظنونان و محكومان در مراحل مختلف دادرسي تأكيد شد. بنابراين NGO ها ميتوانند مراتب آمادگي خود را براي ارائه خدمات مشاورهاي و حقوقي رايگان به نيازمندان به اين خدمات، به قوه قضائيه اعلام نمايند.
6. ميانجيگري ميان بزهكار و بزهديده در مرحلههاي مختلف تحقيقات پليسي، دادسرا، رسيدگي و پس از صدور حكم :
پاسخ: در اين بند اشاره شدهاست كه در صورت ايجاد امكان ميانجيگري ميان بزهكار و بزهديده و همكاري با مراكز داوري و ميانجيگري از طرف نيروهاي متخصص سازمانهاي غيردولتي، شاهد بهينه شدن فرايند كاردادرسي و صدور حكم از طرف قضات خواهيم شد.
7. ارائه خدمات مشاورهاي پزشكي، روانشناسانه و روان پزشكانه به دادگاه در خصوص متهم:
پاسخ: در اين بند اعلام گرديد تمام خدمات مذكوردر بند در صورتي كه در تخصص سازمانهاي غيردولتياي باشد در حد ظرفيت قابل اجرا خواهد بود.
8. اجراي احكام كيفري ( فرآيند اصلاح و بازپروري) و مجازاتهاي اجتماعي :
پاسخ: در مورد مجازاتهاي جايگزين براي جرايم سبك، استفاده از نظر كارشناسي سازمانهاي غيردولتي مرتبط در حد ظرفيت، يكي از روشهاي مناسب تشخيص داده شد. همچنين اشاره شد كه همكاري با متخصصين اين سازمانها به كاهش و يا حذف مجازاتهاي خشن خواهد انجاميد و پيشنهاد شد براي دستيابي به نتايج بهتر امكان تاسيس يا اداره سازمانهاي مورد نياز به منظور اصلاح يا باز پروري مجرمين توسط جامعه مدني در قانون پيشبيني گردد.
در
انتها پيشنهاداتي ارائه گرديد: مركز توسعه قضايي پس از اعمال آيين دادرسي كيفري
جديد، بازنگري در قانون جديد را با توجه به واقعيتهاي اجتماعي موجود امكانپذير
نمايند و در اين زمينه كارشناسان سازمانهاي غيردولتي فعال و تاثيرگذار براي مشورت
فرا خوانده شوند. (چنانچه قبل از انجام اين طرح نيز نظر خواهي ميشد، شايد به نتايج
بهتري دست مييافتيم). طبيعتا مشاركت هر نهاد مدني در مورد هر يك از بندهاي مذكور
اعم از اطلاع، طرح شكايت، مداخله و يا گسترش محدوده فعاليت در سايرحيطهها منوط به
اختياراتي است كه در قانون پيشبيني گردد.
تغيير سيستمهاي آموزشي با عمـو هانـس!
هانس عزيز! با خودم ميگويم كاش مادر بزرگم تو را ميشناخت آن وقت هرگاه ميخواست مرا از اسب سياه شب بدزدد، افسانههاي تو را بازگو ميكرد و مرا به اسب سفيدسپيده ميسپرد. هانس عزيز! كاش در افسانههايت به پري دريايي قلبت بگويي كودكان زلزله را فراموش نكند و ميان اين همه بيكسي باز"سرود خانواده خوشبخت" را بخواند. هانس عزيز! هنوز در خيابانهاي شهرما " دخترك كبريت فروش" تو، كبريت ميفروشد و من شبانه در روياي خويش" فانوس پير" به او هديه ميكنم تا صورت مهربان مادربزرگش را ميان تاريكي گم نكند و در آخرين شب سال كهنه يخ نزند. هانس عزيز! "باغ بي برگ" ما محتاج "شكوفههاي سيب" ي است كه در خيال پنجههاي تو ميرويد و توباز بايد به خاطر آن كه هيچ كودكي در كوره راه زندگي ميان تاريكي گم نشود،
افسانههاي تازهات را "رفيق راه"ش كني و به آن" شش كرم شبتاب"ت بگويي راه او را تا سپيده نوراني كنند ...
نوشته بالا چند سطري است از نامه آقاي جبار شافعي زاده كه به مناسبت دويستمين سالگرد تولد هانس كريستين اندرسون نوشته شده است.
دوم آوريل مصادف با 16/1/1384 روز جهاني كتاب كودك ودويستمين سالگرد تولد هانس كريستين اندرسن بود.به همين مناسبت شوراي كتاب كودك در كنار ديگر كشورهاي دنيا اقدام به برگزاري كارگاه سه روزهاي در جهت شناساندن زندگي و آثار اين قصه نويس وقصهگوي نامدار نمود.برنامه ها در سه محور،برگزار گرديد. كارگاههاي تخصصي (درباره آشنايي بيشتر با زندگيو آثار هانس كريستين اندرسون) نمايشگاهها (آثار منتخب تصويرگري بزرگسالان، نقاشيهاي كودكان و نوجوانان و مجموعه آثارادبي و هنري اندرسن) و فعاليتهاي ترويجي (قصهگويي، نمايش خلاق، ساخت كاغذ و برش). از نكات برجسته در اين نشست ميتوان به حضور فعالانه كودكان و نوجوانان براي اجراي اين برنامه ها اشارهكرد.
شايد به توان گفت كه برگزاري نشستهايي مثل سالگرد تولد اندرسن اولين برنامه اجرايي براي شناساندن آثار و تواناييهاي يك نويسنده نباشد، اما مسلما دخالت دادن كودكان از مقطع پيش دبستاني تا 18 سالگي كه به منظور لمس و تجربه بهتر آثار اين نويسنده صورت گرفت، كاري تازه و نو در راه آموزش دانش آموزان بود.چه بسا اين گامهاي كوچك مسير آموزش ما را از آموزش معلم محور خارج ساخته و به سوي آموزش مدرن و آموزش، مشاركتي كه در پس تجربههاي عملي و آزمون و خطا، همپاي كشورهاي پيشرفته جهان است پيش ببرد.
سيستم آموزش و پرورشي كه كودكان را از حفظ و آموختن طوطيوار مطالب درسي بر حذر داشته و به آنها اجازه ميدهد در پناه تحقيق علمي به يادگيري مطالب بپردازند، كودكاني فعال و خلاق تربيت ميكند و كودكي كه ميآموزد از طريق فهم درست مطالب، ياد بگيريد، از آموختههاي خود لذت برده و براي ادامه راه نيازي به يك دستگاه كنترل كننده، نخواهد داشت. شوق و اشتياق و حضور گسترده دانش آموزان از مقطع پيش دبستاني گرفته تا دبيرستان در برنامه اندرسن خواني به ما ميآموزد كه بچهها نيز خواهان تغيير سيستمهاي كهنه آموزشي هستند. پس شايد ديگر زمان آن باشد كه نگاه عميق تري به اين مهم داشته باشيم.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||