گاهنامه توانمند - سال پنجم، شماره اول، مهر83

 

جهت مشاهده يکی از موضوعات زير روی آن کليک بفرماييد

- پاراالمپيك چيست؟
- درباره معلولين
- شعر...

پاراالمپيك چيست؟

دير بازی است كه معلولين در جوامع مختلف تلاش مستمری در معرفی توانمنديهايشان به جامعه را آغاز كرده‌اند. موفقيتهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی،آموزشی و... و درراس همه آنها ورزش، اين باور را در اذهان ايجاد كرده است كه معلول يك فرد ناتوان و وابسته نيست. معلولين جهان دوش به دوش افراد غير معلول در فعاليتهای مختلف حضور دارند وتوانائي‌هايشان را به رخ پديده معلوليت ‌كشند. به همين دليل است كه مسابقات پاراالمپيك در انواع رشته‌های ورزشی معلولان در جوار مسابقات المپيك به طور منظم برگزار مي‌گردد.

روز ملی پاراالمپيك به عنوان سمبلی برای پيوستگی معلولانی كه خواهان تلاش، تحرك، پويايی، سعادت، تندرستی، و رشد و توسعه فردی و اجتماعی هستند،اعلام شده است. اين طرح در سال گذشته در تاريخ 17 مهر برای اولين بار در دنيا با حضور 3000 نفر از كودكان و نوجوانان در پنج گروه معلوليت ( قطع عضو، ضايعات نخاعی، نابينايان،كم توانان ذهنی وفلج مغزي) به همراه خانواده‌هايشان برگزار گرديد. با توجه به اهميت ورزش در جهت تامين سلامت و زندگی اقشار مختلف معلولان و همچنين توجه خاص كميته ملی پاراالمپيك به فراگير شدن فعاليتهای جسمانی و استقبال جامعه معلولان كشور، اين برنامه امسال نيز در 12 استان كشور، بطور همزمان و هماهنگ درتاريخ 16 مهر با حضور بيش از 1000 نفر در 5 گروه معلوليت برگزار گرديد.

قطع عضو: معلولان قطع عضو به آن دسته از افرادی اطلاق مي‌گردد كه يك يا دو يا چند عضو از اعضاء بدن (دست و پا) خود را در اثر اتفاقات گوناگون از دست داده باشد.برخی از رشته‌هايی كه افراد دارای قطع عضو مي‌تواند درآنها شركت كنند عبارتند از: دو و ميدانی، شنا، وزنه‌برداری و...

ضايعه نخاعي: بروز آسيب ويا بيماری طناب نخاعی به شكلی كه عملكرد اعصاب حسی و حركتی مختل و يا در هر يك از اين اعصاب ايجاد اختلال كرده و فرد ناچار به استفاده از وسايل كمكی برای ادامه زندگی گردد، را مي‌توان ضايعات نخاعی ناميد. اين افراد ممكن است برای حركت و جابجايی از ويلچر و در شرايط خفيف عارضه از بريس يا عصا استفاده كنند. برخی از رشته‌هايی كه افرادی با معلوليت ضايعه نخاعی مي‌توانند درآن شركت كنند عبارتند از : بسكتبال با ويلچر، دو، تيراندازی،شناو...

نابينايي: بهترين حس برای انسان بينايی است. تقريبا 38 درصد از تمامی رشته‌های عصبی كه به مغز وارد و يا از آن خارج مي‌شود در بينايی قرار دارد، كه در مجموع 5/2 ميليون آكسون را در بر مي‌گيرد و مبين اهميت اين حس در انسان است. بيماريهای شبكيه، ضايعات عصب بينايی، اختلالات كياسمايی و... ازجمله عللی است كه فرد را از داشتن اين حس مهم محروم مي‌سازد. برخی از رشته‌هايی كه افراد نابينا مي‌توانند درآن شركت كنند عبارتند از: وزنه برداری، شنا، دو، شودان، گلبال و...

عقب مانده ذهني:براساس تعريف انجمن حمايت از عقب ماندگان ذهنی آمريكا در سال 1352و1362، عقب ماندگی ذهنی به شرايطی اطلاق مي‌شود كه به طور مشخص كاركرد ذهن پايين تر از حد متوسط است و در عين حال در رفتارهای انطباقی كودك در دوره رشد، تاخير و نارسايی ديده مي‌شود . محوراصلی فعاليتهای اين افراد بيشتر بر روی درك حسهای پنجگانه و تجربه آنها و حسهای مختلف مربوط به تحريك اين حواس و مهارتهای پايه‌ای و بسيار ساده خواهد بود. . برخی از رشته‌هايی كه افراد دارای عقب ماندگی ذهنی مي‌توانند درآن شركت كنند عبارتند از:ورزشهای تيمی و گروهی، دوچرخه سواری، شناو كوه پيمايی و...

فلج مغزي: در ورزش به معلولان وجانبازانی كه دچار آسيب مغزی شده باشند فلج مغزی مي‌گويند. برخلاف علوم پزشكی كه فلج مغزی به دسته خاصی از معلولان اطلاق مي‌شود كه آسيب مغزی در زمان تولد يا قبل ازآن و يا در مدت كوتاهی بعد از تولد به وجود آمده باشد.برخی از رشته‌هايی كه افرادی با معلوليت فلج مغزی مي‌توانند درآن شركت كنند عبارتند از : دووميدانی، راه پيمايی، اسلالوم، مسابقات روی صندلی چرخدارو ...

ويژه نامه بزرگداشت روز جهانی پاراالمپيك
كميته ملی پاراالمپيك جمهوری اسلامی ايران
تهيه وتنظيم: معاونت فرهنگی و بهداشتی ستاد
17 مهرماه سال 1382

 

درباره معلولين:

روز جهانی معلول12 آذر 1383 را بهانه‌ای برای انتشار " توانمند" نشريه داخلي" انجمن حمايت از كودكان و نوجوانان توانياب" قرارداديم . به همه توانيابان توانمند كه حجتی هستند در برابر افراد سالم ناتوان اين روز را تبريك مي‌گوييم.

كودكان و نوجوانان به عنوان سازندگان فردای جامعه نقش مهمی در توسعه، شكوفايی و پويايی جوامع ايفا مي‌نمايند. ايجاد فرصتهای مناسب برای مشاركت هرچه بيشتر افراد دارای معلوليت خصوصا كودكان و نوجوانان، فرايندی است كه آنان را قادر مي‌سازد در جامعه مبتنی بر نقش مطلوبتری از گذشته بر عهده گيرد. باز تعريف مفاهيم گذشته، موجب تغيردرنگرشها، برداشتهاوذهنيت‌های ما در بسياری از موارد خواهد شد . اين موضوع در مورد نگرش جامعه نسبت به افراد دارای معلوليت نيز صادق است. به اميد روزی كه شرايط اجتماعی به گونه‌ای طراحی گردد. كه دسترسی همه اعضاء جامعه اعم از سالم و معلول را به امكانات آسان نمايد.

سخن نخست

طبق آمارسازمان جهانی بهداشت بيش از 600 ميليون نفر از ساكنان جهان به علل مختلف جسمی، روانی و اجتماعی دچار ناتوانی و معلوليت هستند. حدود 80 درصد اين افراد در كشورهای جهان سوم

زندگی مي‌كنند كه يك سوم اين افراد را كودكان تشكيل مي‌دهند، طبيعتا تعداد قابل توجهی از اين افراد در كشور ايران نيز حضور دارند.معلولان به عنوان اعضای جامعه بشری همراه با چالش‌هايی از نظر زندگی خانوادگی، اجتماعی و كار و حرفه روبرو بوده‌اند.

افراد معلول حق دارند از حقوق و مزايا و امكاناتی برخوردار باشند كه ديگر افراد جامعه برخوردارند. ولی هنوز زندگی آنان غالبا با موانع مختلف فرهنگی، اجتماعی، سياسی، اقتصادی و... در اجتماع روبرواست. مشكلات فراروی آن ها لزوما ناشی از شرايط جسمی و ذهنی ايشان نبوده، بلكه طرز تلقی غلط جامعه، امر مشاركت كامل آنان را در امور اجتماعی و زيستن بدون اتكا به ديگران را مختل ساخته است.زيرا نگاه سنتی به معلول نگاه به ناتوانی آنان است نه توانايي‌ها.

معلوليت پديده ايست، بيش از آنكه جنبه پزشكی داشته باشد جنبه اجتماعی دارد، در ساده‌ترين تعريف آن را " ايجاد اختلال در رابطه بين فرد و محيط" دانسته‌اند. اين اتفاق زمانی رخ مي‌نمايد كه افراد معلول با موانع فرهنگی،اجتماعی و يا فيزيكی مواجه مي‌شوند. بنابراين معلوليت فقدان يا محدوديت فرصتها در راه مشاركت در زندگی اجتماعی در سطحی همانند ديگران است.

در اغلب كشورها مسئوليت نهايی بهبود شرايطی كه موجب كاهش موانع برای معلولين مي‌گردد،به دولتها واگذار شده است. ولی اين موضوع مسئوليت سايرارگانها، چون سازمان‌های غيردولتی ، افرادجامعه و... را برطرف نمي‌سازد. ولی آنچه مسلم است ايجاد بسترهای مناسب و تسهيلات لازم برای اقدام و مشاركت سايرين در راه كاهش مشكلات افراد دارای معلوليت بر عهده دولت‌ها مي‌باشد.

مواجعه با پديده معلوليت نياز به نگاهی فراتر از مليت، جنسيت، دين، نژاد و ... دارد. در پديده معلوليت با سه واژه مهم، پيشگيری، توانبخشی و تساوی فرصتها روبرو مي‌باشيم.

در مورد پيشگيری نيز با دو نوع پيشگيری اوليه و پيشگيری ثانويه مواجه هستيم.

بنابراين مهمترين اقدام در برخورد با معلوليت پيشگيری است، پيشگيري" اتخاذ موازينی برای جلوگيری از بروز اختلال حسی، جسمی و ذهنی است"( پيشگيری اوليه ) و پس از آن "اقداماتی كه از گسترش اختلال پس از وقوع جلوگيری مي‌كند" ( پيشگيری ثانويه ) .

به همين دليل در مواجهه با اين پديده،ابتدا، پذيرش معلوليت به عنوان يك محدوديت، نه ناتوانی بايد مورد عنايت قرارگيرد. گام دوم اهتمام و اقدام در جهت توانبخشی است " توانبخشی فرايندی است هدفدار كه افراددارای معلوليت را قادر مي‌نمايند در بهترين شرايط حداكثر توانايی خود را بدست آورده و يا ارتقاء بخشند" به عبارتی، توانبخشی تسهيل سازگاری اجتماعی يا سازگاری مجدد فرد با محيط است.در نهايت گام سوم "برابری يا تساوی فرصتها" است،" برابری يا تساوی به فرايندی اطلاق مي‌شود كه از طريق آن نظام كلی جامعه، مانند محيط فيزيكی، فرهنگی، مسكن، حمل و نقل، خدمات اجتماعی، بهداشتی، فرصتهای آموزشی و شغلی، زندگی اجتماعی، فرهنگی، تسهيلات ورزشی و تفريحی و... در دسترس كليه افراد دارای معلوليت قرار گيرد".

اولين بار در سال 1924 ميلادی (1302) در اعلاميه حقوق كودك به حقوق كودكان عقب مانده ذهنی اشاره شده است و سپس در سال 1948 اعلاميه جهانی حقوق بشر در سازمان ملل به تصويب رسيد كه اشاره به مواردی از حقوق معلولين نيز داشت و آنگاه در سال 1959 در اعلاميه حقوق كودك مجمع عمومی سازمان ملل به حقوق كودكان معلول اشاره شده است . در سال 1971، اعلاميه جهانی حقوق افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی و در نهايت در سال 1975، اعلاميه حقوق افراد دارای معلوليت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصويب رسيد. در اين اعلاميه به حقوق مدنی و سياسی افراد دارای معلوليت مشابه ساير افراد جامعه اشاره شده‌است. حق برخورداری از تامين اقتصادی، اجتماعی و دستيابی به شغل دلخواه و مولد، حق زندگی دركنار خانواده و حضور در فعاليت‌های اجتماعی و تفريحی از جمله حقوقی است كه در مورد اين افراد به رسميت شناخته شده است.

بدنبال اين اعلاميه‌ها در سال 1989(1358) پيمان جهانی حقوق كودك به صراحت حقوق كودكان دارای معلوليت را مطرح نموده‌است.

در خلال تصويب اين اعلاميه‌ها، سال 1981به عنوان سال جهانی معلولين و فاصله سالهای 1983-1992 بعنوان دهه جهانی معلولين و فاصله سالهای 1993-2002 بعنوان" دهه معلولين آسيا و اقيانوسيه _ اسكاپ" ناميده شده است و دستور العملهای ويژه‌ای را برای افراد دارای معلوليت به كشورهای عضوپيشنهاد كرده است. آنچه در يك نگاه داخلی به موضوع حقوق معلولين، در ادبيات قانونگذاری ايران مي‌توان مطرح كرد، تنها خلاء قانونی مشكل فراروی معلولين نيست بلكه طراحی نظام جامعی كه دستيابی به رفاه اجتماعی را برای اين قشربه ارمغان آورد و(صرفا ارائه خدمات خاصی به معلولين را در دستور كار قرار نداده باشد) بايد مد نظر قرارگيرد.

در مجلس ششم (1382) قانون جامعی برايبع رسميت شناختن حقوق معلولين تصويب گرديد و از سال 1383 سازمان بهزستی كشور اجرايی شدن آن را در دستور كارقرار داده است. ولی نكته قابل ذكرنحوه اجرای اين قانون است،هرچند كه تا اجرای كامل مقررات آن راهی طولانی در پيش است و اصولا از طريق وضع قانون به تنهايی نمي‌توان به طور مستقيم به اصلاح فرهنگی دست يافت.زيرا در صورت نبود نگاه به معلول به عنوان يك فرد انسانی و دارای حقوق برابر باسايرشهروندان در استفاده از امكانات رفاهی جامعه اين قانون از پشتوانه اجرايی برخوردار نخواهد شد.

بنابراين پيشنهاد مي‌شود، به منظور اجرايی شدن اين قانون و توجه همه جانبه به حقوق مدنی، اجتماعی و سياسی و... افراد دارای معلوليت،فرهنگسازی،آگاهسازی جامعه، بازنگری در نگرش‌های سنتی موجود اعم از (خانواده، جامعه ومسئولين) ايجاد امكانات آموزشی، حرفه‌ای و شغلی پايدار،ايجاد شبكه‌های حمايتی از معلولين كارفرمايان و خانواده ، همچنين حمايت از كارفرمايانی كه به استخدام معلولين همت مي‌گمارند،ايجاد شبكه‌های اطلاع رسانی، توسعه توانبخشی مبتنی بر جامعه CBR و مناسب سازی معابر برای عبور و مرور اين افراد و... در سطح اجتماعی اقدام گردد.

به همين دليل توسعه سازمان ‌های غيردولتی معلولين N.G.Os ، سازمان های خودگردان معلولين S.H.Os و سازمانهايی كه توسط افراد معلول D.P.Os تاسيس و اداره مي‌شوندوبسيج همه امكانات و همكاری تمام دستگاه‌ها وسازمان‌ها برای ايجاد زمينه‌های مساعد همكاری اعم ازدولت و بخش خصوصی و رسانه‌ها و ...از جمله مواردی است كه احقاق حقوق واجرايی كردن قانون افراد دارای معلوليت را ضمانت خواهد نمود.

فاطمه فرهنگ‌خواه
مدير عامل انجمن حمايت از كودكان و نوجوانان توانياب  

 

شعر...

هر آنچه هستی بهترين باش

اگر نمي‌توانی بلوطی برفراز تپه‌ای باشي

بوته‌ای در دامنه كوهی باش

ولی بهترين بوته‌ای باش كه در كنار راه مي‌رويد

اگر نمي‌توانی درخت باشی، بوته باش

اگرنمي‌توانی بوته‌ای باشی، علف كوچكی باش

و چشم انداز كنار شاهراهی را شادمانه تر كن

اگر نمي‌توانی نهنگ باشی، فقط يك ماهی كوچك باش

ولی بازيگوش ترين ماهی درياچه!

همه مارا كه ناخدا نمي‌كنند، ملوان هم مي‌توان بود

در اين دنيا برای همه ما كاری هست

كارهای بزرگ و كارهای كمی كوچكتر

و آنچه وظيفه ماست، چندان دور از دسترس نيست

اگر نمي‌توانی شاهراه باشی، كوره راه باش.

اگر نمي‌توانی خورشيد باشی ستاره باش.

با بردن و باختن انداره‌ات نمي‌گيرند.

هر آنچه كه هستی بهترينش باش.

داگلاس مالوچ