گاهنامه توانمند - سال پنجم، شماره سوم، بهمن 83

 

جهت مشاهده يکی از موضوعات زير روی آن کليک بفرماييد

خانـواده و كودكان

اين ماه در انجمن چه گذشت

غذا و تغذیه


 

خانـواده و كودكان

خانواده اولين محيطي است كه شخصيت كودك را شكل مي‌دهد. اين محيط در محيط گسترده‌تري تحت عنوان اجتماع جاي مي‌گيرد كه اين اجتماع خود از عواملي چون فرهنگ، سنت، دين و ... تأثير مي‌پذيرد و شكل مي‌يابد.

خانواده به دليل انتقال سنت‌ها، باورها، ارزش‌ها، شناخت‌ها و ... داراي اهميت است. خانواده از طريق جامعه‌پذير كردن كودك ميراث فرهنگي تجربه شده‌اي را توسط نسل‌هاي گذشته در اختيار كودك قرار مي‌دهد و براي او ايدئولوژي‌هاي خاص و دنياي خاصي را فراهم مي‌آورد.

لذا، خانواده به كودك كمك مي‌نمايد تا اولين گام‌هاي اجتماعي شدن را بردارد و در نهايت به يك موجود كاملا اجتماعي تبديل شود. به همين دليل، موقعيت اجتماعي والدين، موقعيت اجتماعي كودك را تعيين مي‌كند، شغل والدين، طبقه اجتماعي، شبكه روابط و ... هويت اجتماعي كودك را شكل مي‌دهد.

كودكان استثنايي " كودكان استثنايي در مورد كودكاني به كار برده مي‌شود كه با دشواري‌هاي جسمي، ارتباطي، اختلال‌هاي رفتاري، دشواري‌هاي يادگيري، عقب‌ماندگي ذهني و يا بالعكس استعدادهاي سرآمد، نابينا، ناشنوا، بيش فعال، ناسازگار، زبان پريش و ... روبرو هستند" از ويژگي‌هاي رفتاري متفاوتي برخوردارند و هر يك از گروه‌هاي اين كودكان نياز به راهبردهاي جداگانه‌اي جهت ارتقاء، آموزش و تربيت در خانواده، اجتماع و مدرسه دارند. از جمله عواملي كه مي‌تواند در رفتار و عملكرد اين كودكان مؤثر واقع شوند، عبارتند از خانواده، همبازي‌ها، همسايگان، مدرسه و اجتماع.

بنابراين با توجه به توضيحي كه ابتدا در مورد نهاد خانواده داده شد، اين نهاد براي كودكان استثنايي از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. هرگونه عدم توجه و ندانم كاري فرايند رشد و تربيت و جامعه‌پذيري اين كودكان را با دشواري‌هاي خاص خود مواجه خواهد نمود.

نوع نگاه والدين به اين كودكان، محبت‌آميز و يا از روي ترحم، ترد و يا پذيرش، توجه و يا عدم توجه، نگرش مثبت و يا منفي نگاه به توانايي‌ها و يا ناتوانايي‌ها و ... مي‌تواند موجب عدم اعتماد به نفس و يا بازيابي اعتماد به نفس كودك را فراهم نمايد. بنابراين مي‌توان گفت مسئوليت خانواده‌هايي كه داراي فرزندان استثنايي هستند، بسيار دشوارتر از خانواده‌هايي است كه داراي چنين فرزنداني نيستند.

لذا خانواده با محبت و ايجاد انگيزه مي‌تواند به رشد فرزند متفاوت خود كمك كند و واكنش‌هاي مثبتي در او ايجاد نمايد. زيرا رفتارهاي مناسب موجب مي‌گردد تا فرزند آنان بر احساس‌هاي منفي خود مسلط شده و با بكارگيري استعدادها و امكانات موجود به خويشتن پنداري مثبت به خود دست يابد.

 

پنج قاعده كلي براي والدين:

1ـ فرزند خود را دوست داشته باشيد: اغلب والدين فراموش مي‌كنند كه فرزندان دائما در حال تغيير هستند و عشق و محبت به فرزندان نيز يك نياز دائمي است. عشق و محبت و مهرباني به فرزندان اجازه مي‌دهد كه با تغييرات آسانتر مواجه شده، خود را با شرايط جسمي و محيطي بهتر انطباق دهند. در ابراز محبت به فرزندان خود ترديد نكنند، آنان را به آغوش بكشيد. براي بازي كردن با آنها وقت بگذارند و به فعاليت‌هاي آنان و حتي دوستانشان علاقه نشان دهيد.

2ـ براي فرزندان خود الگوي خوبي باشيد: نمي‌توان كودكان را به قبول هنجارهايي وادار كرد كه خود والدين آنها را قبول ندارند. الگو شدن والدين مهم‌ترين عامل در آموزش و رشد كودكان است. كودكان معمولا از طريق الگوبرداري ياد مي‌گيرند نه از طريق شنيدن دستورات بزرگترها.

همواره والدين بايد سعي كنند به اين پرسش‌ها پاسخ دهند. آيا به وظيفه‌اي كه بر عهده دارند عمل مي‌كنند؟ آيا از قوانين والد بودن پيروي مي‌كنند؟ و ده‌ها سئوال‌ ديگر كه رفتارهايي چون ريا، دروغ و بي‌‌مسئوليتي را به فرزندان خود آموزش ندهند؟

3ـ فرزند خود را آموزش دهيد: آموزش دادن و تربيت كردن كودكان فعاليت‌هايي است كه به زمان، حوصله و تكرار نياز دارد. ولي تعدادي از والدين بيش از آموزش، فرزندان خود را تنبيه مي‌كنند زيرا تنبيه كردن آسان‌تر از آموزش دادن و تربيت كردن است. والدين بايد رفتارهاي ناپسند را براي فرزندان خود روشن كنند و آنها را با تشويق و راهنمايي به تصميم‌گيري‌هاي مناسب هدايت نمايند.

4ـ فرزند خود را با نظم بار آوريد: اغلب موارد، علت ناتواني والدين در مؤدب و منظم بار آوردن كودكان اين است كه طرح يا برنامه تعيين‌ شده‌اي براي اين كار ندارند. همواره فكر مي‌كنند بين عشق به فرزند و انضباط بايد يكي را انتخاب كنند. ولي ديدگاه صحيح اين است كه عشق به فرزند و انضباط آنها را از يك مقوله بدانند زيرا يكي بدون ديگري بازده قابل قبولي نخواهد داشت. در موقعيت‌هاي خطرناك و حساس كودكان ممكن است كارهايي انجام دهند كه والدين واقعا صلاح نمي‌دانند. در اين‌گونه موارد مي‌توان از تنبيه‌هاي غيربدني، مشابه: دريغ كردن محبت به مدت كوتاه، محروم كردن از تلويزيون، مانع شدن از بازي با دوستان و تأخير در خريد لباس نو و غيره استفاده نمود ولي نكته قابل توجه اين است كه اين تنبيه‌ها نبايد طولاني مدت و بدون در نظر گرفتن زمان باشد. زيرا تنبيه‌ طولاني هيچ اثري نخواهد داشت.

5ـ به مسئوليت‌هاي خود آگاه شويد: آگاهي به مسئوليت‌هاي والديني با تهيه غذا، پوشاك، مسكن و ... به طور فيزيكي كاملا متفاوت است. زيرا مهم‌ترين بخش از مسئوليت والد بودن ارتباط مناسب با اعضاء خانواده و پاسخگويي به نيازهاي عاطفي فرزندان مي‌باشد. زماني مي‌‌توان والدين را آگاه و مسئول دانست كه در رابطه با تعليم و تربيت اطلاعات كافي داشته باشند. زيرا آگاهي از مسائل پيشا فرزند داري، دوران بارداري، پسا تولد فرزند و مراحل مختلف رشد و نيازهاي آن، بسترهايي است كه والدين را در پرورش يك كودك متعادل از هر نظر آماده مي‌نمايد. بنابراين به والدين توصيه مي‌شود كه با احساس مسئوليت در زمان والد شدن و با ايجاد شرايط مناسب به تربيت فرزنداني خلاق، مبتكر، فعال و توانا همت گمارند هرچند كه اين كودك از ناتوانايي‌ها و محدوديت‌هايي برخوردار باشد.

 

مشورت با مشاورين براي يافتن بهترين راه‌حل از مؤثرترين روش‌ها در چگونگي تربيت و رشد فرزندان با شخصيت تكوين يافته مي‌باشد.

 

 

اين ماه در انجمن چه گذشت

طبق نظر جامعه‌شناسان و متخصصين علوم اجتماعي، يكي از نقش‌هاي چهارگانه سازمان‌هاي غيردولتي، همانا ارائه الگوهاي مناسب اجرايي براي كاهش بار دولت است. به عبارتي مي‌توان گفت، سازمان‌هاي غيردولتي (NGOs) با الگوسازي به مردم مي‌آموزند كه در چه عرصه‌هايي مي‌توانند نقش‌آفرين باشند.

انجمن حمايت از كودكان و نوجوانان توان‌ياب، اعتقاد دارد در طول 5 سال در زمينه الگوسازي، رسالت خود را به بهترين وجه انجام داده است. اما انجمن مذكور از اول مهر ماه سال 1383 بعد از تعطيلي كلينيك‌هاي توانبخشي همواره در تلاش بوده است تا براي كودكان تحت پوشش خود كه داراي شرايط دشوارتري هستند، امكان استفاده از خدمات توانبخشي رايگان را مجددا فراهم آورد. به اين ترتيب فعاليت انجمن توان‌ياب اگر چه در زمينه اجرايي محدودتر شده ولي به اهداف ديگر اساسنامه خود، چون توانمندسازي و آموزش سازمان‌هاي غيردولتي و خانواده كودكان وسعت بيشتري بخشيده است.  

اين انجمن در راستاي تحقق بخشيدن به اهداف خود روز يكشنبه 4 بهمن 1383 ساعت 30/14 با والدين كودكان توان‌ياب (معلول) تحت پوشش خود (حدود 65 خانواده) نشستي برگزار نمود (قابل ذكر است كه خانواده‌هاي دعوت شده حدود 80 خانواده بودند). در اين نشست مدير عامل انجمن پس از خوش‌ آمد گويي و ابراز خوشحالي از حضور مجدد والدين در اين مكان، اهداف اين نشست را برشمرد.

 

1. جلب موافقت معاونت محترم توانبخشي بهزيستي استان تهران در مورد ايجاد امكان استفاده از خدمات توانبشخي دولتي و خصوصي براي كودكان تحت پوشش انجمن توان‌ياب. اين امكانات شامل، بهره‌مندي از تخفيف ويژه و سرعت در پذيرش در كلينيك‌‌هاي معرفي شده خواهد بود.

2. تهيه ليستي از مراكز و معرفي نامه براي ارجاع كودكان به كلينيك‌ها.

3. توجه دادن به والدين در مورد اينكه توانبخشي امري مداوم و بهم پيوسته است و در صورت عدم تداوم آن تا حد زيادي كارهاي انجام شده قبلي نيز بلااثر خواهد شد.

4. برگزاري جلسات ماهيانه براي ايجاد ارتباط بيشتر با والدين با توجه به نيازهاي آنان با حضور اساتيد مربوطه به منظور برقراري ارتباط بهتر با كودكان خود، ارتقاء سطح آگاهي و دانش آنان نسبت به حقوق شهروندي خود و كودكانشان در جامعه.

 

سپس رئيس هيأت مديره انجمن نيز به توضيحاتي در مورد كارهاي انجام شده و كارهاي در دست اقدام پرداختند و به خانواده‌ها توصيه كردند كه براي فرزندان خود در سازمان بهزيستي تشكيل پرونده دهند. سپس والدين در مورد نگراني‌هاي خود نكاتي را بيان نمودند:

 

1. در زمان مراجعه به بهزيستي با عدم پاسخگوي مناسب و عدم احترام به كرامت انساني‌شان مواجه مي‌شوند.

2. اكثر مراكز بهزيستي، بعد از ظهرها تعطيل است و والديني كه كارمند هستند يا فرزند محصل دارند، قادر به استفاده از خدمات توانبخشي مراكز نمي‌باشند.

3. عدم بهره‌مندي از امكانات بيمه براي همه كودكان معلول يا خانواده آنان.

در انتها معرفي‌نامه هر يك از والدين كه خود مراكز مورد نظر را انتخاب نموده بودند، داده شد و مقرر گرديد كه در فواصل مناسب نشست‌هاي تخصصي برگزار گردد.

 

 

غذا و تغذیه

امروزه بيشتر درآمد هر خانواده براي فراهم كردن غذا، هزينه مي‌شود. بنابراين، تنظيم برنامه غذايي يكي از مهم‌ترين مسائل براي خانواده‌ها است. در اين رابطه به نكات زير مي‌توان اشاره كرد:

ـ برخي از مواد غذايي در بعضي از فصل‌هاي سال فراوان‌تر و ارزان‌تر و در فصل‌هاي ديگر كمياب و گران هستند. بنابراين بهتر است، غذاهاي يك فصل از سال را كه‌ مي‌توان در فصل‌هاي ديگر از آنها استفاده كرد، نگهداري كنيد.

ـ خريد از تعاوني‌ها با صرفه‌تر و ارزان‌تر است.

ـ توجه كنيد كه مواد غذايي گران، به معني غذاهاي بهتر نيستند. به عنوان مثال، قسمت‌هاي مختلف يك لاشه گاو، اگر چه از نظر قيمت فرق دارد ولي از نظر ارزش غذايي يكسان است. همچنين ميوه‌هاي درشت و يا كوچك از نظر ميزان مواد مغذي تفاوت چنداني ندارد ولي اختلاف قيمت چشمگيري دارد.

ـ اصراف در تهيه غذا و نگهداري طولاني مدت مواد غذايي پخته باعث از بين رفتن مقدار زيادي از مواد غذايي مي‌شود.

ـ تنقلات غيرمجاز و يا استفاده از غذاهاي آماده در بيرون منزل، سهم زيادي از سبد هزينه خانواده را در بر مي‌گيرد كه علاوه بر اتلاف بودجه خانواده، باعث ابتلاء افراد خانواده به بيماري‌هاي مختلف مي‌شود.

عادت‌هاي غذايي

عادت‌هاي غذاي يعني آداب، رسوم و عقيده‌هايي كه بر روش تهيه، پخت، نگهداري و مصرف غذا اثر دارد. همچنين بر تقسيم غذا بين افراد خانواده نيز اثر مي‌گذارد. مي‌توان با آگاهي دادن مردم را به عادت‌هاي غذايي درست تشويق نمود و عادت‌هاي غذايي نادرست آنان را اصلاح كرد. برخي از اين عادت‌هاي درست عبارتند از: دادن آغوز (شير اوليه مادر) به نوزاد بعد از تولد، دادن غذا به فرزندان دختر و پسر به يك اندازه، دادن غذاي مقوي به زن باردار و شيرده، مصرف مركباتي مثل ليمو ترش و نارنج يا گوجه فرنگي همراه غذاهاي گوشتي، مصرف حبوبات همراه با گروه نان و غلات، مثل عدس پلو و لوبيا پلو كه مخلوط آنها غذاي كامل‌تري مي‌شود، تغذيه با شير مادر تا پايان دو سالگي، قطع كردن تدريجي شير مادر، زياد كردن تعداد دفعات تغذيه با شير مادر هنگام اسهال كودكان، استفاده از مخلوط مواد غذايي و خوردن غذاهاي مختلف، مصرف چاي يك ساعت بعد از غذا، اهميت دادن به صبحانه به عنوان يك وعده اصلي غذاي روزانه، استفاده از آرد سبوس دار براي تهيه نان، ننوشيدن آب زياد همراه غذا، مصرف نكردن بيش از حد شيريني، شكلات، نوشابه، پفك و خوراكي‌هايي كه ارزش غذايي ندارد، نداشتن پرهيزهاي طولاني در بيماري، سرخ نكردن مواد غذايي، عدم استفاده از روغن مايع در حرارت‌هاي بالا.

تغذيه

غذاها از مواد مختلفي تشكيل شده‌اند كه وجود هر يك از آنها براي سلامت انسان لازم است. تغذيه درست. يعني خوردن و به دست آوردن مقدار لازم و كافي از هر يك از اين مواد. مقدار مناسب از اين مواد كه براي حفظ سلامت لازم هستند، نيازهاي غذايي ناميده مي‌شوند.

گروه‌هاي غذايي

1. گروه شير و فراورده‌هاي آن: فرد بالغ روزانه حداقل به دو تا سه ليوان شير يا ماست نياز دارد.

2. گروه گوشت و حبوبات: هر 60 گرم گوشت معادل يك عدد تخم مرغ و معادل نصف ليوان حبوبات است كه يك فرد بالغ به حداقل دو واحد از اين مواد در روز نيازمند است.

3. گروه نان و غلات: هرچهار قاشق غذاخوري برنج يا ماكاروني معادل يك كف دست نان و معادل يك عدد سيب زميني مي‌باشد.

4. گروه ميوه و سبزيجات: يك فرد بالغ به حداقل سه تا چهار عدد ميوه در روز نيازمند است.

بهترين برنامه غذايي برنامه‌ايست كه در آن از چهار گروه اصلي غذايي يعني گروه شير و فراورده‌هاي آن، گروه نان و غلات، گروه گوشت و حبوبات و ميوه و سبزيجات استفاده شده باشد.

 

آرزو چراغي، كارشناس تغذيه و رژيم‌هاي غذايي