در روز 25 ارديبهشت ماه به مناسبت روز خانواده از طرف انجمن حمايت از كودكان و نوجوانان توان‌ياب نشستي با حضور والدين كودكان توان‌ياب و تعدادي از مسئولين انجمن برگزار گرديد. در اين نشست فاطمه فرهنگ‌خواه، آرزو چراغي و دكتر مريم پاك‌روان بياناتي ايراد كردند كه خلاصه آن را در زير مي‌خوانيد.


خانم فاطمه فرهنگ‌خواه، مدير عامل و رئيس هيأت مديره انجمن حمايت از كودكان و نوجوانان توان‌ياب

روز جهاني خانواده

روز 25 ارديبهشت (برابر با 15 ماه مي ميلادي) مصادف با روز جهاني خانواده است. اين روز در سال 1993 ميلادي برابر با سال 1372 خورشيدي از طرف سازمان ملل متحد به عنوان روز خانواده اعلام شد، و سال 1994 سال خانواده نامگذاري گرديد. اين انتخاب به منظور جلب توجه جهانيان به اهميت نهاد كوچك ولي سرنوشت‌ساز خانواده بوده است. انجمن توان‌ياب نيز هر ساله اين فرصت را غنيمت شمرده تا شرايطي فراهم نمايد براي طرح مجدد اهميت خانواده و سخن گفتن درباره آن، تا بدين‌وسيله به برنامه‌ريزان، سياست‌گذاران، مردم جامعه و خودمان توجه ويژه به اين نهاد را مجددا يادآوري كنيم. به خود و ديگران بگوئيم كه به نيازها و هنجارهاي خانواده در عصر جهاني شدن، توجه كنيد، زيرا اين نهاد در به تعادل رساندن رابطه‌هاي عاطفي، اجتماعي، اخلاقي، فرهنگي و... نقش تعيين كننده‌اي ايفا مي‌كند.
پيام امسال دبير كل سازمان ملل متحد «خانواده‌هاي در حال تغيير، فرصت‌ها و چالش‌ها» است.
تا‌‌كنون خانواده دچار دگرگوني‌هاي فراواني شده است. از خانواده مادر تبار تا پدر سالار، مردسالار، خانواده‌هاي گسترده تا هسته‌اي، سنتي تا مدرن، تك والد و غيره. ولي نكته مهم در همه اعصار و دوران‌ها نقش تعين‌كننده خانواده در تربيت فرزندان و چگونگي حضور آنان در اجتماع بوده است. آيا خانواده به پايداري ساخت مستبدانه اصرار دارد و يا به سمت ايجاد روحيه دموكراتيك در خانواده گرايش پيدا كرده است. به همين دليل خانواده نقش مهمي در پرورش روحيه دموكراتيك يا استبدادي در اعضاي درون خود دارد.
در دوران جديد با معيارهاي ديگري درباره خانواده روبرو هستيم و آن چگونگي ارتباط و تعامل افراد درون خانواده با يكديگر است. آيا اين ارتباط و تعامل از طريق روش‌هاي سنتي و اعمال زور و قدرت ميسر مي‌شود، يا از طريق روش‌هاي دموكراتيك، مشاركتي و مدني؟ امروزه بحث از خانواده مدني به ميان آمده است. عده‌اي معتقدند از خانواده مدني كه تربيت و ارتباط مدني در آن رخ مي‌نمايد به تدريج جامعه مدني زاده خواهد شد. ويژه‌گي‌هاي اين‌گونه خانواده كدام است؟ خانواده مدني در مقايسه با خانواده مرد سالار و يا پدر سالار كه با يكديگر تفاوت‌هايي دارند مطرح مي‌شود. در چنين خانواده‌اي زن و مرد به‌عنوان دو انسان آگاه با يكديگر پيمان مي‌بندند. چنين خانواده‌اي به طور مستمر در حال بازبيني آن‌چه اتفاق افتاده و يا در حال وقوع است مي‌باشد و همه چيز را به تقدير نسبت نمي‌دهد. تربيت فرزندان يكي از اهداف مشترك پدر و مادر است. حفظ و بقاي خانواده مستلزم نگهداري و تعهد متقابل ميان زن و شوهر است. آنچه در واقعيات به مناسبات درون خانواده شكل مي‌دهد، شرايط عيني و ذهني حاكم بر جامعه است، چرا كه ميان ساختار اجتماعي و شكل‌گيري روابط و نقش‌ها در خانواده ارتباط مستقيمي وجود دارد. حقوق و مسئوليت زن و شوهر برابر و متقابل است نه آمرانه و يك سويه. هر حقي از سوي طرفين مسئوليت‌آور است، بنابراين حق پدري و مادري مسئوليت والديني را به دنبال دارد. پيوند زن و مرد مبتني بر نقش‌هاي متفاوتي است كه در خانواده و در جامعه دارند و ممكن است بسته به شرايط، اين نقش‌ها جابه‌جا شود. بنابراين نبايد از جابه‌جايي نقش‌ها نگران شد و يا به خود هراس راه داد. در خانواده مدني بر توجه به استقلال فردي و مسئوليت افراد تاكيد مي‌شود. توجه و تقسيم منابع بين فرزندان پسر و دختر به تساوي رخ مي‌دهد. آموزش، خلاقيت، احترام، فداكاري، راستي و ... به منظور تربيت فردي اخلاقي، براي حضور در عرصه عمومي و جامعه از خصايص مهم خانواده مدني است. ارتباط مبتني بر اعتماد و دموكراسي در بيرون خانه با ارتباط مبتني بر اعتماد و عاطفه در درون خانه تشابه دارد، روابط مبتني بر گفتگو و تفاهم است. تصميمات در هر دو عرصه عمومي و خصوصي با خشونت پيش نمي‌رود و ... . با توجه به تغييرات عمده‌اي كه در تمام ابعاد زندگي بشر رخ داده است، رشد سريع ارتباطات، اختلاط فرهنگ‌‌ها و تاثير آن بر ارزش‌ها و روابط انسان‌ها، و در نتيجه وجود فاصله بين نظرها و توقعات و افكار والدين با نيازها و انتظارات فرزندان، همگي حكايت از ضرورت بازنگري در روابط والدين و فرزندان براي ارتباط بهتر با يكديگر و ايفاي نقش امروزين دارد. آشنايي اعضاي خانواده خصوصا والدين به وظايف و رفتارهايي كه عمل به آن نظام خانواده را به محيطي سرشار از عشق و محبت، تفاهم و همكاري متقابل تبديل نمايد شرط عقل و يكي از شاخص‌هاي جامعه پويا و توسعه يافته است.
شايد بتوان اميد داشت كه توجه همه‌جانبه به خانواده و توجه به نكات فوق، خطرات ناشي از آسيب‌هاي اجتماعي را كاهش داده، و بتواند در شكل‌گيري جامعه‌اي با افراد بدون هويت و بدون اخلاق پيشگيري‌ نمايد.


آرزو چراغي كارشناس تغذيه

تغذيه و اثرات آن بر سلامت فرد

بحث امروز راجع به 4 گروه اصلي مواد غذايي است، اگر در طي يك روز رژيم غذايي فرد شامل اين 4 گروه باشد، چنين فردي رژيم غذايي كاملي دارد و به عوارض ناشي از سوء تغذيه كمتر مبتلا خواهد شد.

گروه 1- شير و لبنيات: اين گروه شامل شير و ماست و پنير و كشك... است. كه يك فرد بالغ به 2 تا 3 واحد آن در روز نيازدارد هر واحد اين گروه شامل 1 ليوان شير، 1ليوان‌ماست، 30 گرم پنير(معادل يك قوطي كبريت) مي‌باشد.
كلسيم (Ca ) مورد نياز بدن بيشتر از اين گروه تامين مي‌شود. براي جذب بيشتر Ca به ويتامين D نياز داريم كه مهمترين منبع آن آفتاب و نور مستقيم خورشيد است. كمبود اين گروه بيشتر باعث پوكي استخوان مي‌شود.

گروه2- گوشت: اين گروه شامل انواع گوشت سفيد، قرمز، ماهي، حبوبات و تخم‌مرغ مي‌باشد. هر فرد در روز حداقل به 2 واحد از اين گروه نيازمند است. پروتئين جانوري جذب بهتري نسبت به پروتئين گياهي دارد و براي رشد كودكان مصرف پروتئين جانوري ضروري است. بهترين حالت مصرف اين دو گروه تركيب پروتئين گياهي و جانوري با يكديگر است، مثل تركيب پروتئين سويا با گوشت چرخ‌كرده يا تركيب عدس‌پلو با تخم‌مرغ يا گوشت. بهتر است گوشت با گروه لبنيات مصرف نشود زيرا آهن گوشت با كلسيم لبنيات در هنگام جذب، رقابت كرده و باعث جذب كمتر آهن گوشت مي‌شود. بالاترين جذب پروتئين را تخم‌مرغ داراست كه براي رشد كودكان بسيار مفيد مي‌باشد. كمبود گروه گوشت باعث كاهش رشد كودكان شده و باعث كم‌خوني در اثر فقر‌آهن مي‌شود. براي جذب بالاتر آهن موجود در گوشت، ويتامين C لازم است مثل خوردن كباب با ليموترش.

گروه3- نان و غلات: اين گروه شامل نان، ماكاروني، برنج، سيب‌زميني، انواع بيسكويت و ... است كه بيشتر نقش انرژي‌زايي دارند. بهتر است از نان‌هاي سبوس‌دار و بدون جوش‌شيرين استفاده شود، مانند نان‌ سنگك، نان داراي‌ جوش‌شيرين جذب آهن را كم كرده و باعث كم‌خوني مي‌شود. افرادي كه رژيم لاغري مي‌گيرند نبايد گروه نان و غلات را حذف كنند، بلكه بايد ميزان آن توسط مشاور تغذيه تعيين ‌شود و به اندازه ضرورت مصرف نمايند. كمبود اين گروه باعث كمبود كالري و انرژي در فرد مي‌شود. روزانه به 6 تا11 واحد از اين گروه نياز داريم. يك‌‌ كف دست نان، يا 5 قاشق برنج و يا يك عدد سيب‌زميني معادل هم هستند و يك واحد محسوب مي‌شوند.

گروه4- ميوه و سبزي
اين گروه شامل انواع ميوه و سبزي مي‌باشد كه بهتر است ميوه‌ها به صورت متنوع مصرف شوند به‌طور مثال مصرف يك عدد سيب + يك عدد پرتقال + يك عدد نارنگي بهتر است از مصرف 3 عدد پرتقال در يك روز.
ميوه‌ها نقش رساندن ويتامين‌ها به بدن را بر عهده دارند و در روز به 3 تا4 عدد ميوه نياز داريم.

نكته:
• از روغن‌هاي مايع براي سرخ كردن استفاده نكنيد، زيرا راديكال‌هاي روغن مايع در اثر حرارت آزاد مي‌شود و مواد سرطان‌زا توليد مي‌كند.
• هر روز حداقل 8 تا12 ليوان آب بنوشيد.
• هر روز حداقل نيم ساعت پياده‌روي كنيد.
• در موقع غذا خوردن، غذا كاملا جويده شود و در حالت آرامش مصرف شود.
• شب‌ها زود بخوابيد و صبح زود از خواب بيدار شويد.
• از مصرف نوشابه‌هاي گاز‌دار، چيپس، پفك، ساندويچ و انواع غذاهاي آماده خودداري كنيد.
• سعي كنيد به‌صورت روزانه از انواع جوانه‌ها استفاده كنيد (مثل جوانه‌گندم، ماش، ...).


دكتر مريم پاك‌روان روانپزشك

چگونگي كنترل احساس گناه و خشم

شما عزيزان كه فرزندان معلول داريد با مشكلات بيشتري در زمينه تربيت فرزند خود مواجه هستيد. هدف ما از اين مطالب كمك به شما در جهت شناخت هر چه بيشتر احساسات مربوط به خود و چگونگي مقابله با آن از يك طرف و نحوه برخورد با كودكان و فرزندان كم‌توان در مراحل تربيتي از سوي ديگر است. مطمئنا دو موضوعي كه والدين كودكان معلول به نوعي با آن دست به گريبان هستند عبارتند از احساس گناه و خشم.
احساس گناه: به اين مضمون كه والدين هميشه خود را مقصر مي‌دانند و فكر مي‌كنند حتما اشتباه يا گناهي مرتكب شده‌اند كه خداوند كودكي ناتوان يا كم‌توان به آنها داده است. بايد اين احساس را در خود بشناسيم و متوجه باشيم كه ممكن است به صورت ناخودآگاه دچار اين احساس و فكر شويم.
احساس خشم: به اين معنا است كه در عين حال كه از داشتن فرزند معلول ناراحت هستيم به طور همزمان احساس متناقضي نيز نسبت به او پيدا كنيم. اين حالت مي‌تواند در غالب خشم باشد و ناشي از آن باشد كه فكر كنيم اين فرزند زندگي ما را دچار مشكل كرده است.
نقش والدين: ارتباط پدر و مادر در كمك به بهبود شرايطي كه فرزند معلول ما در آن قرار دارد بسيار مؤثر است. پدر و مادري كه آنقدر غرق در مشكلات خانواده شوند كه خود را از ياد ببرند، اغلب عواقب بدي براي روابط آنها و خانواده به وجود مي‌آورد. بدين مضمون كه شما به عنوان والد لازم است از خود نيز مراقبت كنيد و بدانيد كه والد خوب بودن به اين معني نيست كه مشكل كودك بر زندگي شما تسلط يابد و تمام وقت شما را بگيرد. بايد بدانيد كه شما هم به عنوان والد داراي كودك معلول به تفريح، تنهايي، استراحت و زمانهايي براي خود نياز داريد. خصوصا بهتر است زوج‌ها زماني را با هم بگذرانند و زمان تفريح مشترك آنها افزايش يابد.

راههايي كه مي‌توانيد مهارتهاي ارتباطي خود و همسرتان را بهبود بخشيد:
در اينجا به تعدادي از مشكلات ارتباطي و راه‌حل‌هاي آن اشاره مي‌كنيم.

1. بي‌توجهي: مكالمه‌اي كه در آن بي‌توجهي غالب باشد منجر به بي‌تفاوتي نسبت به آنچه طرف مقابل مي‌گويد مي‌شود.
راه‌حل: يك شنونده‌ي خوب باشيد و به اين منظور اين مسائل را رعايت كنيد:
الف- محركهايي كه موجب انحراف توجه مي‌شوند حذف كنيد، تلويزيون را خاموش كنيد، روزنامه را كنار بگذاريد.
ب- گوش دهيد و درك كنيد، شما حق داريد موافق نباشيد ولي نظر خود را بعد از اتمام صحبت شخص مقابل بيان كنيد.
ج- منعكس كردن و خلاصه كردن، يك راه حل مفيد براي آنكه شخص مقابل بداند شما واقعا به حرف‌هاي او گوش داده ايد آن است كه در طول مكالمه جملاتي بگوييد كه دلالت بر توجه شما داشته باشد و يا بدون قضاوت، گفته‌هاي شخص را به صورت خلاصه بيان كنيد.

2. انحصاري كردن مكالمه: زماني كه شخص مكالمه را انحصاري مي‌كند ادامه آن بسيار مشكل است و كم‌كم شخص مقابل احساس ناراحتي و ناكامي مي‌كند و در نهايت مكالمه ناموفق خواهد بود.
راه‌حل: به طرف مقابل اجازه صحبت دهيد سعي كنيد از كلماتي مانند چگونه، چه‌زمان، چرا استفاده كنيد تا شخص مقابل تشويق به بيان نقطه نظرات خود شود.

3- شكايت كردن از يكديگر به صورت متقابل: وقتي شخصي از شما شكايتي مي‌كند يك واكنش شايع اين است كه شما هم در مورد كارهاي او از وي شكايت كنيد.
راه‌حل: سعي كنيد در مقابل شنيدن شكايات فرد مقابل خشمگين نشويد اگر با نظر فرد مقابل مخالف هستيد دقيق به صحبت اوگوش دهيد و از خود بپرسيد چرا او اين صحبتها را به زبان مي‌آورد.

4- خواندن ذهن: بعضي افراد هنوز صحبت طرف مقابل تمام نشده، فكر مي‌كنند مي‌دانند طرف مقابل چه منظوري دارد و چه مي‌خواهد بگويد.
راه‌حل: سعي كنيد تا صحبت فرد مقابل تمام نشده اظهار نظر و نتيجه‌گيري نكنيد.

توصيه‌ها:
• در منزل حتما قوانين و مقررات داشته باشيد. دقت كنيد كه قوانين بايد علاوه بر آنكه ثابت باشد استمرار نيز داشته باشد. بدين معنا اولا: براي كودك قابل پيش‌بيني باشد كه اگر كاري بر خلاف قوانين انجام داد چه عواقبي دارد و ثانيا: بداند كه در صورت انجام كاري خلاف قانون خانواده، قوانين مربوطه اجرا خواهد شد.
• درهنگام بدرفتاري كودك حتما از كتك زدن، تهديد يا فرياد و فحش دادن خودداري كنيد و سعي كنيد تنبيه بيشتر به صورت محروميت از امتيازاتي باشد كه قراربوده به كودك بدهيد. به‌طور مثال نمي‌تواند اين هفته با برادرش به پارك برود.
• از كودك خود انتظارات واقع‌بينانه داشته باشيد. نمي‌توانيد هميشه انتظار داشته باشيد هر آنچه كه مي‌خواهيد كودك انجام دهد.

چند نكته كه به كمك آن مي‌توانيم فرزندان كم‌توان خود را كمك كنيم تا با مشكلات مقابله كنند:
1. توجه به ساير توانايي‌هاي آنها، تمركز روي آن و سعي در پرورش و شكوفا كردن آنها به جاي آن‌كه دائما روي ناتواني و مشكل جسمي آنها تمركز كنيم.
2. كمك به بچه‌ها براي آنكه توانايي خطر كردن و ريسك‌پذيري را داشته باشند. البته خطر كردن به معناي آن نيست كه آنها را به انجام كارهاي خطرناك و بي‌احتياطي واداريم، بلكه منظور اين است كه كودك را حمايت كنيم تا بتواند كار جديدي را شروع كند هر چند ممكن است شكست بخورد.
3. روي بچه‌هابرچسب نزنيم،مثلا به آنها بگوييم بي‌دست و پا، دست‌ و پا چلفتي و يا كودن.
4. به بچه‌ها القاء نكنيم كه از عهده كارهاي خود برنمي‌آيند، مثلا نگوييم تو نمي‌تواني خودت لباس بپوشي.
5. اگر فرزند ما كار بدي كرد سعي كنيم رفتار او را از خودش جدا كنيم، مثلا نگوييم ما تو را دوست نداريم يا تو بچه‌ي بدي هستي، بلكه بگوييم اين كاري كه كردي بد بود و ما ناراحت شديم.
6. چگونه به بهبود اعتماد به نفس بچه كمك كنيم؟
الف- علاقه‌ها و توانايي‌هاي او را تشويق كنيم، اين تشويق به صورت كلامي با گفتن آفرين، به‌به،...وبه صورت غير كلامي مثل زدن دست به پشت بچه و نوازش او مي‌تواند انجام گيرد.
ب- موفقيت‌هاي او را تشخيص دهيم يعني حتما منتظر كار برجسته‌اي از او نباشيم، حتي پيشرفت‌هايي كه شايد خيلي ساده و پيش‌پا افتاده باشد را مورد توجه قراردهيم. به‌طور مثال، نقاشي را جايي بگذاريم كه در معرض ديد باشد.
ج- به كودك كمك كنيم واجازه دهيم شانش تجربه‌ي هم موفقيت وهم شكست، هر دو راداشته باشد وازهمان سال‌هاي اول زندگي مسئوليت تصميم‌گيري‌ كوچك را به او بدهيم.
7. به كودك كمك كنيم بتواند مشكل و مسئله خود را حل كند، يعني به جاي آن‌كه مشكلات او را ما حل كنيم، كمك كنيم تا ياد بگيرد چگونه مي‌تواند به تنهايي حل مشكل كند.